کاربرد تاریخ‌ شفاهی موضوع‌محور در تاریخ‌نگاری محلی

کاربرد تاریخ‌ شفاهی موضوع‌محور در تاریخ‌نگاری محلی

محمدمهدی عبدالله‌زاده

30 مرداد 1397


تاریخ‌ شفاهی به عنوان علمی بین‌رشته‌ای در دسترس افرادی است که دستی در مورخ بودن دارند. حاصل زحمات و تفکرات ارزشمند اندیشمندان قابل توجهی در جهان اکنون در موضوع تاریخ ‌شفاهی، نقشه راهی است که برنامه‌ریزی و عمل مؤثر را در حیطه این علم امکان‌پذیر می‌سازد.

اکنون که به برکت دو واقعه بسیار مهم انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در کشور ما تعداد قابل توجهی از افراد در گوشه و کنار این مملکت پهناور عزم جزم کرده‌اند تا نقشی در ثبت و ضبط وقایع مرتبط با این دو رویداد داشته باشند، فرصتی ایجاد شده است که دست‌اندرکاران تاریخ ‌شفاهی بر ارتقای کمی و کیفی تولیدات خودشان در این حیطه بیفزایند.

در نگاهی کلی محتوای تاریخ‌ شفاهی را به «فردمحور» و «موضوع‌محور» تقسیم کرده‌اند و در مورد اهمیت، روش و کارکردهای هر یک مطالبی را فهرست کرده‌اند، البته در یک نظر کلی برای تاریخ‌ شفاهی موضوع‌‎محور شأن و جایگاه بالاتری قائل شده‌اند.

نگارنده این سطور با استفاده از ادبیات تحقیق در دسترس خویش و تجربه‌های حاصل از انجام چهار پروژه[1]که احتمالاً می‌توان آنها را سزاوار عنوان تاریخ ‌شفاهی موضوع‌محور محلی دانست، مطالب زیر را تدوین کرده است.

اهمیت تاریخ‌ شفاهی موضوع‌محور

در مورد اهمیت عبور از مرحله انجام پژوهش‌های فرد محور و انجام پژوهش‌هایی با عناوین موضوع محور، ملائی توانی می‌گوید: هنوز در مراحل اولیه هستیم، یعنی تولید داده و کسب خبر از داده‌های شفاهی. اینکه مصاحبه می‌کنیم و مکتوب می‌کنیم، همان شده تاریخ شفاهی ما که مرحله تاریخ‌نگاری آغازین اسلام است. اگر با این روش ادامه بدهیم شاید داده‌های زیادی ارائه می‌دهیم اما به نقطه مطلوب نمی‌رسیم. بنابراین تاریخ‌نگاری شفاهی ما باید از حالت «فردمحور» به «موضوع‌محور» تغییر وضعیت بدهد. یعنی موضوع انتخاب شود و با راویان مختلف مصاحبه شود. سپس آنها را گردآوری و ترکیب کنیم و بنابراین از حادثه مورد بحث یک روایت صحیح ارائه کنیم. در تاریخ‌نگاری شفاهی باید یک رابطه علت و معلولی برقرار شود و از مجموعِ آن یک شناخت حاصل شود.[2]

همچنین مرتضی نورایی نقل کرده است: پروژه‌های تک‌محوری در واقع تأکیدی بر قرائت واحد پیرامون گذشته نزدیک است. توجه به این نکته که تاریخ تجربه فردی نیست و تاریخ‌ شفاهی باید گذری از تجربه فردی به جمعی باشد، اهمیت کاربست شیوه بنیادی را نشان می‌دهد. هیچ فرضیه و به تبع آن نظریه‌ای بر مدار تجربه فردی در حیات اجتماعی قابل اعتماد نیست. بنابراین برای خروج از بن‌بست حاکم در تاریخ‌ شفاهی ایران باید این تصور که تنها افراد خاصی شاهد ماجرا بوده و منحصر به فرد هستند یک سو نهاده شود. تحقیقات تاریخ‌ شفاهی نباید پیوسته در بن‌بست یک شاهد مرکزیت‌گرا باشد، چیزی که اساساً تاریخ‌ شفاهی در گریز از آن، یعنی تمرکززدایی بارور گردیده است.[3]

همچنین حسن‌آبادی و دهقان‌نژاد از قول هالیواکس گفته‌اند که هر چند خاطرات افراد به صورت انفرادی واجد ارزش می‌باشد، اما این خاطرات جمعی است که می‌تواند گذشته فعال را یادآوری کند و هویت امروزی جامعه را بسازد.[4]

یکی از کاربردهای تاریخ‌ شفاهی موضوع‌محور در تاریخ ‌شفاهی موضوعات محلی است. زیرا وقتی صحبت از تاریخ‌ شفاهی محلی[5] می‌کنیم، موضوع یا موضوعات خاصی که در یک منطقه اتفاق افتاده، مد نظر است. در این مورد حسن‌آبادی می‌گوید: ارتباط بین تاریخ محلی و تاریخ شفاهی بسیار وسیع است. تاریخ محلی در تاریخ شفاهی اهمیت زیادی دارد و در بحث تاریخ و تاریخ شفاهی مهم‌ترین حوزه، تاریخ محلی است. معمولاً در تاریخ محلی حجم زیادی از اطلاعات جمع‌آوری می‌شود. این اطلاعات شامل آداب و رسوم، جشن‌ها، شادی‌ها، رنج‌ها و غم‌ها می‌شود، چون بحث هویت تاریخی یک محل است.[6]

انتخاب راویان

در طرح‌های فردمحور زندگی‌نامه، بخشی از زندگی یا فعالیت یک فرد مورد نظر است و در طرح‌های موضوع‌محور، راویان[7] مطرح هستند. برای انجام طرح فردمحور بهترین گزینه استفاده از سیستم «خانه‌تکانی» است. یعنی مصاحبه‌گر تلاش می‌کند با طرح سؤال‌های مناسب و هدایت جلسه مصاحبه، مصاحبه‌شونده هر چه بیشتر و کامل‌تر خاطرات مرتبط با موضوع مصاحبه را به خاطر آورده و بازگو کند. اما در طرح‌های موضوع‌محور سیستم «گلوله‌برفی»[8] مدنظر خواهد بود.[9]

هنگامی که هر محقق تاریخ ‌شفاهی طرحی برای انجام یک پروژه تاریخ‌ شفاهی ‌موضوعی طراحی می‌کند، یکی از موضوعاتی که ذهن او را درگیر می‌کند، این است که با طراحی چه روشی در انتخاب راویان می‌تواند سریع‌تر و کم هزینه‌تر داده‌های لازم را جمع‌آوری کند. برای حل این مسئله در تحقیقات کیفی روش گلوله‌برفی معرفی و پیشنهاد شده که مورد استقبال محققان قرار گرفته است.

در مورد این که آیا کاربرد گروه نمونه در مورد انتخاب راویان مناسب می‌باشد یا خیر، توکلی از ادیب نقل کرده است: سؤالاتی که در جریان تحقیق کیفی تاریخ شفاهی برای پژوهشگران آن مطرح است این است که چه کسی می‌تواند منبع غنی از اطلاعات برای مطالعه باشد؟ با چه کسی باید صحبت کرد؟ چه چیزی را باید مشاهده کرد تا به درک روشنی از پدیده برسیم؟ در ادامه مطالعه نیز سؤالات جدیدی مطرح می‌شود: با چه کسی می‌توانیم صحبت کنیم که آنچه را درک کرده‌ایم تایید یا اصلاح و تعمیق نماید. برن و گرو[10] در همین زمینه معتقدند: در تحقیقات کیفی افرادی که در تحقیق شرکت می‌کنند را فرد یا نمونه نمی‌گویند بلکه شرکت کننده[11] یا صاحب اطلاع[12] اطلاق می‌کنند، زیرا بر روی این افراد مداخله‌ای صورت نمی‌گیرد، بلکه آنها فعالانه در مطالعه شرکت دارند و همین امر باعث می‌شود که زندگی و تعاملات اجتماعی آنها بهتر درک شود. پاتون[13] این نوع نمونه‌گیری را مبتنی بر هدف[14] یا تئوریک[15] اطلاق می‌کند، زیرا افرادی برای مطالعه انتخاب می‌شوند که پدیده مورد نظر را تجربه نموده یا تجربه‌ها و دیدگاه‌های خاصی درباره آن دارند.[16]

روش گلوله‌برفی که گاه به آن روش شبکه‌ای یا زنجیره‌ای نیز گفته می‌شود، روشی مناسب، کارآمد و ارزان برای دستیابی به افرادی است که در غیر این صورت پیدا کردن آنها مشکل خواهد بود. در این روش محقق از اولین نمونه‌ها که معمولاً به روش ساده انتخاب شده‌اند می‌خواهد که اگر افراد دیگری را می شناسند که در زمینه کار تحقیق دارای تجربه‌‎ها و دیدگاه‌هایی هستند برای شرکت در مطالعه معرفی نمایند. در این روش، ضمن آنکه وقت کمی می‌گیرد، به واسطه آشنایی افراد جدید با فرد اول، آنها راحت‌تر با محقق ارتباط برقرار می‌کنند.[17]

ویژگی‌های تاریخ‌ شفاهی موضوعی‌ محلی

الف- وقتی محلات، روستاها و شهرهای ما دارای تاریخ ‌شفاهی در موضوع انقلاب و دفاع مقدس باشند، امکان استفاده از آنها در آموزش تاریخ در مدارس آن نواحی خواهد بود. زیرا فراگرفتن تاریخ بومی و محلی می‌تواند مقدمه فراگیری تاریخ ملی باشد. این نوع تقدم در برخی از کشورها رعایت می‌شود. برای مثال نتایج تحقیقات در انگلستان و ولز نشان داد سیاست‌های آموزش‌وپرورش در این دو کشور از تاریخ محلی حمایت می‌کنند، به این صورت که توالی مطالعات تاریخی طبق قوانین آموزشی باید به‌این‌ترتیب باشد: تاریخ محلی، تاریخ ملی، تاریخ اروپا، تاریخ جهان و نواحی و اجتماعات محلی باید به‌طور جامع مورد مطالعه قرار گیرند. از مزایایی که در این تحقیقات برای آموزش تاریخ محلی برشمرده شده می‌توان گفت: تشویق دانش‌آموزان به تحقیق، تجزیه‌، تحلیل و گزارش مشاهدات خود که منجر به پیشرفت و توسعه تفکر منطقی دانش‌آموزان می‌شود. آموزش تاریخ در انگلستان هم بیشتر با خود مردم و زندگی آنها ارتباط دارد و در این امر به نیازهای محلی مردم پاسخ می‌گویند. به‌علاوه، در آموزش تاریخ و به‌خصوص تاریخ محلی، به همه شئون و ابعاد زندگی مثل ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی توجه می‌شود.[18]

در همین رابطه ابوالفضل حسن‌آبادی می‌گوید: از آنجا که هر کس برای خود داستانی دارد هر نسلی هم تاریخ خاص خود را دارد. تاریخ شفاهی شیوه‌ای برای بردن دانش‌آموزان به بطن تاریخ یا آوردن تاریخ به زندگی روزمره آنها است. این شیوه کمک می‌کند که قابلیت گفت‌وگوی بین نسل‌ها ایجاد شود. این شیوه آموزش باعث می‌شود تاریخ شکل ملموسی برای دانش‌آموزان پیدا کند. تاریخ شفاهی تصویر جدیدی از تاریخ اجتماعی ارائه می‌دهد و به دانش‌آموزان در ارائه برداشت‌های متفاوت از تاریخ یاری می‌رساند. این اسلوب، راهکار تازه‌ای برای ارتباط دانش‌آموزان با جامعه پیشنهاد می‌کند.[19]

ب- یکی از کارکردهای تاریخ ‌شفاهی موضوعی اعتبارسنجی یافته‌های هر مورخ است. در این مورد رسول جعفریان می‌گوید: حقیقت آن است که منابع شفاهی هم مانند بسیاری از منابع دیگر، باید حک و اصلاح شود. باید روش‌هایی برای تنقیح آنها یافت. ما در نقد اخبار تاریخی، مقایسه میان اخبار یک موضوع را راه حل مناسبی برای ارزیابی می‌دانیم. در تاریخ شفاهی نیز باید چنین کرد. باید برای ارزیابی یک واقعه، با چندین نفر که درگیر هستند مصاحبه کرد و از مقایسه میان آنها، تا اندازه‌ای به واقعیت دست یافت. ایجاد تلفیق میان آنچه در مصاحبه‌ها به عنوان تاریخ‌ شفاهی گفته شده با اسنادی که از آن ماجرا بر جای مانده، بسیار اهمیت دارد. همیشه باید اسناد را در کنار تاریخ‌ شفاهی گذاشت. همیشه باید آنچه را در تواریخ آمده کنار تاریخ ‌شفاهی گذاشت تا از مقایسه آنها بهتر به نتیجه رسید.[20]

ج- این حس مشترک در افراد وجود دارد که به نوعی به زادگاه و منطقه خودشان علاقه‌مند هستند. این علاقه سبب می‌شود تا مردم هر منطقه با پژوهش‌گری که می‌خواهد در مورد وقایع منطقه آنان مصاحبه کرده و از اسناد و مدارک و شواهد تاریخی مربوط به آن استفاده کند، همکاری کنند. در این مورد حسن‌آبادی از اونگلز نقل کرده است که یکی از مسائل مهم در پژوهش‌های منطقه‌ای، علاقه مردم به گذشته خود و تعلق خاطر نسبت به محیط و داشتن حس نوستالژی نسبت به آن است که در حس محلی، منطقه‌ای و سپس ملی مشترک است.[21]

د- فردی که قصد دارد در مورد تاریخ موضوعی ‌محلی کاری انجام دهد علاوه بر آنکه باید واجد تمام شرایط هر مورخ تاریخ ‌شفاهی باشد باید در موارد زیر نیز از دانش و مهارت‌های لازم برخوردار باشد:

1- با فرهنگ، هنجارها، ارزش‌ها و عقاید مردم آن منطقه آشنایی نسبی داشته باشد و به آنها احترام بگذارد.

2- افراد مورد احترام و با نفوذ محلی را شناسایی کند.

3- حتی برای مدت کوتاهی هم شده در منطقه مورد نظر بیتوته کرده و با مردم محلی حشر و نشر داشته باشد.

4- از مکان‌های مورد احترام مردم بازدید داشته باشد و در مراسم عبادی و سیاسی آنان شرکت کند.

5- پوشش و آرایش خود را طوری انتخاب کند که تفاوت زیاد با مردم محلی نداشته باشد.

6- قبل از شروع مصاحبه‌ها، مدتی را به شناسایی منطقه و مردم آن اختصاص دهد.

7- با تاریخ مکتوب منطقه و وقایع مهم محلی که در تاریخ مکتوب یا در خاطرات مردم موجود است آشنا شود.

8- اگر در منطقه دسته‌بندی سیاسی و یا قومی وجود دارد، بی‌طرفی خود در برخورد با این موارد را عملاً نشان دهد.

9- از هر رفتاری که موجب تنزل شأن وی در نزد مردم به عنوان مورخ می‌شود، پرهیز کند.

10- در مورد چاپ و نشر مطالبی که جمع‌‌آوری می‌کند، وعده‌های عملی بدهد.

 

[1] - الف- جهاد سازندگی دامغان در دفاع مقدس، مصاحبه با 50 نفر از جهادگران شهرستان، نشر امینان، 1393

ب- سپیدپوشان حماسه‌ساز: بهداشت و درمان استان سمنان در دفاع مقدس، مصاحبه با 90 نفر از کادر بهداشت و درمان استان، نشر صریر، 1396

ج- خاطرات شفاهی مبارزات انقلاب اسلامی در رودبار دامغان، مصاحبه با 27 نفر از مبارزان، نشر سوره مهر، 1397

د- میقان در انقلاب، مصاحبه با حدود 50 نفر از روستائیان مبارز، اتمام در سال 1396 و در مراحل نشر

[3]- نورایی مرتضی، مقدمه‌ای بر فلسفه تاریخ‌شفاهی، گنجینه اسناد، 1382، شماره 49 و 50، ص 67

[4] - حسن‌آبادی، ابوالفضل و دهقان‌نژاد، مرتضی، روش‌شناسی و موضوع‌یابی مطالعات شهری در تاریخ‌شفاهی: مجموعه مقالات، مقاله تاریخ‌شفاهی خاطرات جمعی و هویت شهری، 1387، نشر آستان قدس رضوی، ص 50

[5] - Local history

[7] - Narrators

[8] - Snowball

[10] - Burns, Grove

[11] - Participant

[12] - Informant

[13] - Patton

[14] - Purposeful

[15] - Theoretical

[17]- همان

[18] - قادری، مصطفی و دیگران، آموزش تاریخ محلی در برنامه‌ درسی تاریخ از دیدگاه معلمان تاریخ و دانش‌آموزان دوره متوسطه (مطالعه موردی استان کهکیلویه و بویراحمد)، نشریه علمی پژوهشی آموزش و ارزشیابی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره 10، شماره 37، بهار 1396

[20] - جعفریان، رسول، تاریخ شفاهی چیست؟ گفت‌و‌گو با رسول جعفریان


 

 
تعداد بازدید: 58

منبع سایت تاریخ شفاهی 


       

نظر شما

People-centered Memory Night

Mohammad Mehdi Abdollahzadeh
Translated by Ruhollah Golmoradi

2018-07-24

 

In the sacred defense, people played a key and valuable role. In those days, mosques in each neighborhood got new functions. Local mosques were for enrolling to dispatch to the front, gathering people's help for the front, preparing dry packs such as nuts, sewing some cloths of warriors, baking jam and a variety of support services for the front and the warriors. The fighters who went to the front when returned, informed their family and mosque's support centers needs of the front, and according to the needs, they sent that kind of goods to the front.

It seems that if mosques now play a more significant role in holding memory nights and recording memories of warriors and supporters of warriors, there will be more succeed in recording memories; a program to be endured if it has a popular status, and its management, planning, implementation and even its costs to be undertaken by people, and has genuine popular support. Accordingly, for a while there is a program named Yademan-e Shahid (martyr memorial) in mosque of Hazrat Abolfazl (PBUH) of Damghan that is memory-centered. The ceremony is in the way that on the anniversary of martyrdom of martyrs whose families live near the mosque, a program to be held called Yademan-e Shahid.

One of these programs was held in commemoration of martyr Ghodratullah Uozbashi, provided and cooperated by mosque council of Abolfazl (AS), resistance group of Bab al-Havaej (The door to fulfilling needs), the martyr's family, Foundation of Martyrs and Veterans, and headquarters of memory nights of Damghan after prayers of Isha on July 13, 2018. This martyr was born in Dibaj, Damghan. At the age of fourteen, he was sent to the front with Jahād-e Sāzandegī and after a twenty-day period, he became a loader driver. He was present four years at the front and died eventually a martyr due to the enemy mine blast.

At the beginning of the session, the presenter read a summary of the martyr's life. Ali Ziaeefar, the younger brother of the martyr, was the first memory teller. In addition to being in the family with his brother during maturation, he also participated at the front with his martyred brother two times. He narrated summarily memories from his brother's childhood and some memories from the time he was with his brother on the front so that tell more about his parents after his brother's martyrdom. He said when his parents heard news of his brother's martyrdom at the early stages they didn't turn a hair but martyrdom of the eldest son of the family was not something that to be forgotten or not a regret that be easy to cope with it.

Brother of the martyr said his brother very few and rarely was on leave. For four years, we saw him rarely at home. Occasionally, when he was on leave, after two or three days, he was informed that his presence on the front was necessary, and he immediately went to the front. At the last time, his parents offered him a girl to marry, and Ghodratullah even did not have time to hold a wedding ceremony and its arrangements, he had to go to the front. In this deployment, after several days, he died a martyr due to a mine blast: "After martyrdom of Ghodratullah, I observed tears of my parents sometimes. After a while, I suggested them to propose to the same girl whom they had spoken with her family for my brother. They agreed and thanks to God we have a very good life." Intensity of regret of martyr's brother in narrating memory, and his father who was at the entrance of the room impressed audiences for a while.

Seyyed Mohammad Shamsipour, a bulldozer driver during the holy defense was the second memory teller. For four years, he was a martyr fellow in Technical Engineering 27th Rasul Akram (pbuh) Battalion of Damghan. He told some memories about morality and behavior of martyr Ghodratullah Uozbashi, and said about expertise of the martyr, "in some areas of Kurdistan we had to build a bridge. The situation was not such that heavy cranes could be moved to those areas. As a result, heavy decks should be located by excavator at the place of installation. Ghodratullah had a great skill in this regard." He added that, in addition to the loader, Ghodratullah worked with a variety of roadmaking vehicles if needed, and in some operations in the south, he was literally a Sangar Saz-e Bi Sangar (trench-less trench maker).

The last memory teller of this program was the martyr's mother. In respect for this mother, all audiences said Salawat, and when she was narrating memory about his martyred child with sweet dialect of Dibaj, all the audience heard. At the end of the program and after reception, evaluating the session was held by planners, executives and three members of the martyr family. In opinion of majority of people, memory telling meetings titled "Yademan-e Shohada" had been hold already more better, and it is good that such programs should be performed in some mosques.

 

 


 
Number of Visits: 47

خاستگاه پرسش‌ها در مصاحبه تاریخ شفاهی

خاستگاه پرسش‌ها در مصاحبه تاریخ شفاهی

محمدمهدی عبدالله‌زاده

10 مرداد 1397

 

کم و بیش با این خواسته مواجه می‌شویم که برای مصاحبه نمونه سؤال معرفی کنید و حتی بیشتر اینکه برخی تلاش‌های ناموفقی را انجام داده‌اند تا چک‌لیستی از سؤال‌ها را برای مصاحبه تاریخ شفاهی با افراد گوناگون تدارک ببینند. در این متن به اختصار به این سؤال خواهیم پرداخت که خاستگاه سؤالات در تاریخ شفاهی چه منبعی است و آیا می‌توان بانکی از سؤالات برای مصاحبه در تاریخ شفاهی ایجاد کرد؟

مطالعه اکتشافی

مطالعه منابع، می‌تواند نقطه شروع کار هر مصاحبه‌گر تاریخ شفاهی باشد. با مطالعه آثاری که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در حوزه مورد نظرمان تولید شده است ما نسبت به موضوع مصاحبه دارای علم و شناخت خواهیم شد.

مولوی در دفتر چهارم مثنوی گفته است: «هم سؤال از علم خیزد هم جواب». فکر می‌کنم شاه‌کلید این بحث، همین حرف مولوی هست. زیرا وقتی فردی می‌خواهد مصاحبه‌ای را در حیطه تاریخ شفاهی شروع کند، قصد کرده است یک پروژه پژوهشی را شروع کند. در این مرحله فرد، موضوع یا به عبارتی راوی را مشخص کرده و در نظر دارد در رابطه با موضوعی خاص با راوی مصاحبه کند.

برای آنکه مصاحبه‌گر در جلسات مصاحبه موفق باشد و بتواند کارش را به سرانجام برساند، باید با طراحی سؤالاتی منظم و هدفدار جریان مصاحبه را پیش ببرد. این امر مستلزم علم و دانش و شناخت در آن حیطه است که کسب آن منوط به مطالعه پیشینه و یا مرور ادبیات تحقیق (Literature Review) است. وقتی درباره موضوع مورد مصاحبه چند و چندین اثر را مطالعه کنیم، با مسایل و مشکلات در آن حوزه آشنا شده و به اطلاعات کلی دست می‌یابیم که به نوعی شناختی کلی است و می‌تواند راه‌گشای ما برای شناختی عمیق‌تر و دقیق‌تر باشد. همچنین با وقایع و حوادث مهم مرتبط با موضوع مورد نظر آشنا می‌شویم. هدف مطالعه اکتشافى، به دست آوردن بینش دقیق‌تر و درکى روشن‌تر نسبت به مسئله مورد تحقیق و زوایاى آن است.

در ارجاعات و اسناد منابع استفاده شده در آن آثار می‌توانیم مطالب مهم مرتبط را جست‌وجو کنیم. همچنین از منابع علمی جهت استفاده در گویاسازی موارد لازم سود ببریم. ما با خطاها و کمبودهای تحقیقات سابق آشنا هم می‌شویم و در کارمان تلاش خواهیم کرد مرتکب آن خطاها نشویم. چنانچه میسر باشد در جلسات نقد آثار مرتبط شرکت کنیم یا گزارش مربوط به جلسات نقد آثار در حیطه مورد نظر را مطالعه کنیم، زیرا داده‌های سودمندی در اختیارمان قرار می‌گیرد که شاید به طریقی دیگر دسترسی به آنها امکان پذیر نباشد. علم به کم و کاستی‌ها و لغزش‌های آثار دیگران می‌تواند برای ما چراغی هدایت‌گر باشد که در آن وادی با دقت بیشتری گام برداریم.

سودمندی دیگر مطالعه پیشینه پژوهش این است که ما شناخت درستی از خلأهاى پژوهشى در آن زمینه به دست می‌آوریم و سؤالات ما در مصاحبه به گونه‌ای طراحی خواهد شد که مطالب جدیدی به دانش بشری در آن حوزه بیفزاید.

کار علمی کاری انفرادی و جدای از کارهای دیگران در زمینه مورد نظر نیست، برای همین وقتی می‌خواهیم در یک زمینه خاص مصاحبه‌ای را انجام دهیم بهتر است علاوه بر آشنایی با آثار تولید شده در آن زمینه، با افرادی که قبلاً در موضوعات مشابه کار کرده‌اند، نیز آشنا شویم. دریافت مشاوره از دو سه نفر که در زمینه مورد نظرمان کار کرده‌اند می‌تواند سبب باز شدن دریچه‌های جدیدی از معرفت برای‌مان شود و ما به راحتی بتوانیم از تجارب دیگران که کسب آن برای‌شان پرهزینه بوده، استفاده کنیم. از سوی دیگر استفاده از نظرات دیگران در انجام مصاحبه می‌تواند از برخی خطاهای ما در امر مصاحبه پیشگیری کند.

کتاب‌ها، مقالات و مصاحبه‌هایی را که برای مطالعه انتخاب می‌کنیم باید با دیدی انتقادی مطالعه کنیم. یادمان باشد که شکاکیت یکی از هنجارهای علم است. شکاکیت بدین معناست که نباید صرفاً بدان سبب که چیزی انتشار یافته است آن را بپذیریم. اعتبار مطالب در تاریخ خیلی مهم است. تاریخ شفاهی با داستان و رمان و ادبیات تفاوت بسیار دارد. برای همین آنچه را می‌خوانیم باید ارزیابی کنیم تا به اعتبار آن پی‌ببریم.

مطالعه نقادانه مستلزم مهارت‌هایی است که کسب آنها مستلزم تمرین و ممارست است. در هنگام مطالعه به مقدمه آثار بیشتر توجه کنیم. چنانچه مقدمه‌ای اصولی برای اثر نوشته شده باشد، ما پس از مطالعه آن درخواهیم یافت که هدف آن اثر چیست، محقق با کاربست چه روش‌هایی فعالیتش را انجام داده و چقدر زمان برای مصاحبه و تدوین قرار داده است و از همه مهم‌تر محدودیت‌های وی در انجام آن پروژه چه بوده‌اند.

در مطالعه هر اثر باید به نحوه چیدمان مطالب و ساختار آن هم توجه کنیم. ساختارهای یکسان و سازمان‌های مشابه مطالب در کتاب‌های تاریخ شفاهی می‌تواند برای برخی از مخاطبان ملال‌آور باشد. از موارد مهم دیگری که باید به آنها دقت کنیم استفاده از اسناد و مدارک است. اسناد و مدارک شواهدی هستند که باعث اعتبار مطالب خواهند شد.

صورت‌بندی پرسش‌ها

با انجام مطالعه اکتشافی مناسب و کافی و تکمیل آن با مطالعه اختصاصی در مورد هر موضوع یا مصاحبه‌شونده، هر پژوهشگر تاریخ‌شفاهی به مرحله‌ای خواهد رسید که با استفاده از شناخت لازم سؤال‌های پژوهشی خود را صورت‌بندی کند. با توجه به اینکه موضوع هر مصاحبه متفاوت از سایر موضوعات خواهد بود و مصاحبه‌شوندگان از نظر بیوگرافی، اقلیم، تجارب، مسئولیت‌ها، نقش‌ها، خانواده، دانش و مهارت، شخصیت و بسیاری از موارد دیگر با هم تفاوت دارند، در مجموع سؤالات پژوهشی برای هر مصاحبه‌شونده متفاوت خواهند شد، در حالی که تعدادی از سؤالات نیز مشابه می‌شوند.

پس از طرح و سازماندهی سؤال‌های کلی پژوهشی نوبت طرح سؤال‌های ریز پرسشنامه‌ای خواهد شد. در این مرحله برای پاسخ به هر سؤال پژوهشی چند و چندین سؤال پرسشنامه‌ای که جزئی است طرح می‌شود. در مرحله اجرا، این سؤال‌ها در حکم راهنمای مصاحبه‌گرند و بنا بر اقتضائات جریان مصاحبه، مصاحبه‌گر آنها را جرح و تعدیل خواهد کرد. برای مثال ممکن است مصاحبه‌شونده پاسخ دو سه سؤال را در جواب یک پرسش بدهد که سؤال‌های پاسخ داده شده حذف می‌گردد. یا آنکه موارد جدیدی را در مصاحبه اظهار کند که مصاحبه‌گر مطالب وی را ناکافی یا به جهتی مبهم تشخیص دهد و در این‌صورت باید با سؤال‌هایی که همان وقت طراحی می‌کند، فرایند مصاحبه را به درستی هدایت کند.

منبع: سایت تاریخ شفاهی